لغت نامه دهخدا
خروس قندی. [ خ ُ س ِ ق َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خروس مانندی از نبات قند بشکل خروس و ملون برای سرگرمی کودکان. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خروس قندی. [ خ ُ س ِ ق َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خروس مانندی از نبات قند بشکل خروس و ملون برای سرگرمی کودکان. ( یادداشت بخط مؤلف ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وغوغ صاحاب یا وغوغ ساهاب (که در منابع مختلف با املاهای بسیار متفاوتی از جمله گاه با قاف و بهصورت: وقوق صاحاب، و گاه یا نوشتن سین به جای صاد، یا ه به جای ح هم نوشته شده)، نام یک اسباب بازی کوچک متداول در عصر قاجاریه بود. این اسباب بازی شامل یک صفحه رویی و یک طبق پایه دار در زیر آن بود. معمولاً فردی به نام وغ وغ صاحابی، این اسباب بازی را به داخل محلهها میآورد. وی اقدام به حرکت دادن صفحه روئی این اسباب بازی مینمود، و با این کار، صدایی از آن خارج میشد که باعث خوشایند اطرافیان و به ویژه کودکان میگردید. ضمناً وغ وغ صاحابی، معمولاً در داخل طبق پایه دار خود، بعضی تنقلات شیرین و خوشمزه مثل خروس قندی و کامفت (که نوعی آب نبات بود)، داشت که قیمت آنها بسیار ناچیز و مشتریان آنها بیشتر کودکان بودند.