لغت نامه دهخدا
خرنوف. [ خ ُ / خ َ ] ( ع اِ ) فرج زن. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ).
خرنوف. [ خ ُ / خ َ ] ( ع اِ ) فرج زن. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ۱۹۳۲، یک فرد روس به نام کنستانتین خرنوف (Konstantin Khrenov) با موفقیت نخستین جوشکاری قوسی الکتریکی زیرآب را بکار برد.