لغت نامه دهخدا
خدج. [ خ َ ] ( ع مص ) لرزیدن. || ترسیدن. || تحمل ضرر و آسیب کردن. || سیخک به گردن خر یا بپای گاو زدن. ( از دزی ج 1 ص 353 ).
خدج. [ خ َ ] ( ع مص ) لرزیدن. || ترسیدن. || تحمل ضرر و آسیب کردن. || سیخک به گردن خر یا بپای گاو زدن. ( از دزی ج 1 ص 353 ).
لرزیدن یا ترسیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خدج سینگ والدیا (انگلیسی: Khadg Singh Valdiya؛ 20 march 1937 – ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۰) زمینشناس اهل هند بود.