لغت نامه دهخدا
خبط دماغ. [ خ َ طِ دِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) جنون. || سرگشتگی. || حیرت. بهت. || مجازاً در حمق استعمال میشود.
خبط دماغ. [ خ َ طِ دِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) جنون. || سرگشتگی. || حیرت. بهت. || مجازاً در حمق استعمال میشود.
جنون یا سرگشتگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس از مرگ محمد شاه قاجار در سال 1264 ق. مريدان على محمد، آشوبهايى در كشورپديد آوردند و در مناطقى به قتل و غارت مردم پرداختند. در اين زمان ميرزا تقى خاناميركبير - صد اعظم ناصرالدين شاه - تصميم بهقتل على محمد و فرو نشاندن فتنه بابيه گرفت. براى اين كار از علما فتوا خواست.برخى علما به دليل دعاوى مختلف و متضاد او و رفتار جنون آميزش شبه خبط دماغ را مطرحكردند و از صدور حكم اعدام او خوددارى كردند. اما برخى ديگر على محمد را مردى دروغگوو رياست طلب مى شمردند و از اين رو حكم بهقتل او دادند. على محمد همراه يكى از پيروانش در 27 شعبان 1266 در تبريز تيربارانشد.
💡 بروارد پیشنهاد دموکراتها برای نامزدی در مجلس را پذیرفت و تقریباً بدون اینکه رقیبی در برابر خود دشته باشد، پیروز شد. بروارد در مجلس نمایندگان بسیاری از برنامههای توسعهای شامل لایحهٔ یک داروخانهٔ عمومی و قانونی که طلاق را به علت خبط دماغ یا جنون تجویز میکرد (به درخواست صنعتگر قدرتمند، هنری فلاگر) مورد حمایت قرار داد. قانون انتخابات مقدماتی، مهمترین قانونی بود که از سوی بروارد حمایت شد.