خاک مالیدن

لغت نامه دهخدا

خاک مالیدن. [ دَ ] ( مص مرکب ) مالیدن خاک بچیزی. تعفیر. ( اقرب الموارد ). خاک مالیدن زن پستان خود را: زنان شیرده چون خواهند اطفال خودرا از شیر بگیرند سر پستان خود را با خاک آغشته می کنند تا طفل شیرخوار را رغبت مکیدن آن پستان نماند.

فرهنگ فارسی

مالیدن خاک بچیزی تعفیر.

جمله سازی با خاک مالیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 'چهارسوق، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان قوچان در استان خراسان رضوی ایران.سکنه روستا ترک خراسان هستند با پسوند فامیلی کلاته چهارسوق روستای چهارسوق دشت های زیبا و متعددی قرار دارند که بسیاری از گیاهان دارویی در انجا رشد میکند و زیبایی این روستا به دشت های خیره کننده ان میباشد.همچنین به روستای دونغوذ معروف است و دلیل آن داشتن خوک های بزرگ و ترسناک است که اهالی چهارسوق همیشه از این دونغوذ ها مینالند که نخود های انها و محصولات کشاورزی هیچ وقت در امان نیست.همچنین افرادی از کلاته پیششوک به چهارسوق حمله میبرند و بسیاری از باغات را از جمله باغ مسلم اخوان را مورد تخریب قرار میدهند. چهارسوق دارای شهدای زیادی میباشد که بزرگترین افتخار این روستا شهید یدالله اخوان میباشد. حمام تاریخی این روستا که توسط بزرگ خاندان باقری ساخته شده است و ملک ان برای تمامی اهالی روستا میباشد توسط ابراهیم چکنه تخریب و غارت گردید که انشالله به زودی شکایت ها از ایشان صورت خواهد گرفت.جناب مهدی لطفا مطالب را تغییر نده وگرنه به زودی مورد تجاوز خواهی گرفت.چهارسوق همچنین زادگاه جهان پهلوان رضا حسن آبادی نیز می‌باشد که در مبارزه با دونغوذ ها دچار آسیب دیدگی شد پی نیز همچنین سابقه به خاک مالیدن جواد محجوب را در کارنامه دارد.

نخودچی یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز