خافیه

لغت نامه دهخدا

( خافیة ) خافیة. [ ی َ ] ( ع ص، اِ ) رجوع به خافیه شود.
خافیه. [ ی َ ] ( ع ص، اِ ) نهان. پنهان. پوشیده. پوشیدگی. ج، خوافی. ( منتهی الارب ): لایخفی منکم خافیة. ( قرآن 18/69 ). || پری. ( مهذب الاسماء ) ( منتهی الارب ). سموا بذلک لاستتارهم عن الابصار، منه: ارض خافیه؛ زمینی که در آن پریان باشد. || مضرت دیو و پری. آسیب جن. || پرخرد از بال مرغ. ( مهذب الاسماء ). پرپسین بال مرغ.

فرهنگ فارسی

نهان پنهان

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی خَافِیَةٌ: چیز پنهانی
ریشه کلمه:
خفی (۳۴ بار)

جمله سازی با خافیه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این کتاب در بیان قواعد علم تکسیر (به معنای در هم شکستن اجسام و ترکیب آنها با یکدیگر، نام دیگر جفر یا علم حروف) و جفر جامع و خابیه شمسی و خافیه قمری (نهان و پوشیده) و اسرار اعداد، وفق و کیفیت نقطه و حروف و شرح بینات حروف و خواص هر یک از اینها، با بهره‌گیری از برخی آیات قرآن و گفته‌های بزرگان این فنون و جدول‌هایی برای مطالب و آموزش تطبیقی آنهاست.

💡 وی شیعه فضلیه مذهب و خافیه مسلک است که بیشترین آوازه‌اش به دلیل شروح و حواشی ارزشمند وی بر آثار پیشینیان مذهبی خود است. میر سید شریف بر این باور بود که در تصویری که فردگرایان مطلق از شیعه و سنی ساخته اند، ویژگی اصلی یکپارچگی اسلامی را تغییر داده‌اند، و از اینرو میر سید شریف در مقام تجدید حیات آن برآمد و دین خدا را فقط اسلام و اسلام را فقط در رسالت محمد و امامت دوازدهگانه و خلافت اهل فضل تعریف می نمود.