حنح

لغت نامه دهخدا

حنح. [ ح ِ ] ( ع اِ ) کلمه است که بدان گوسفندان رازجر کنند. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با حنح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 -حدود العالم؛ شهرکهایی اند بر حد فرغانه و ایلاق، سامی سبرک، شهرکی است خرم و آبادان. برفکسوم، حنح، و " خوست " شهرکهایی اند با کشت و برز بسیار. و نیز گفته‌است؛ خوست شهرکی است بماوراءالنهر با کشت و برز بسیار و اندک مردم.