«حمض» واژهای عربی است که در اصل به گیاهان شورمزه و تلخطعم گفته میشود که در بیابان میرویند و خوراک شتران به شمار میآیند. این گیاهان دارای نوعی شوری طبیعیاند و در مقابل «خِلّه» قرار میگیرند که خوراک اصلی و نرمتر برای شتر محسوب میشود. در کاربرد لغوی، حمض به معنای هر گیاه شور و نمکدار مانند اشنان یا شورگیاه نیز آمده است که در زمینهای شور میروید. از نظر مزه، این واژه دلالت بر طعمی میان تلخی و شوری دارد و به گیاهانی گفته میشود که چنین مزهای دارند. در معنای مصدری، «حمض» به عمل خوردن این گیاهان شور توسط شتران نیز اطلاق میشود و رفتار تغذیهای آنان را نشان میدهد. همچنین در زبان عربی به معنای ترش شدن یا مایل شدن مزه چیزی به ترشی نیز به کار رفته است. در برخی کاربردهای مجازی، این واژه مفهوم ناخوش داشتن یا کراهت از چیزی را نیز میرساند. گاه در متون ادبی، حمض به معنای میل و اشتیاق به چیزی نیز آمده که نشاندهنده تنوع معنایی آن است. جمع این واژه «حموض» ذکر شده و در برخی منابع صفتی از ریشه آن برای گیاهان ترشمزه آمده است.
حمض
لغت نامه دهخدا
حمض. [ ح َ ] ( ع اِ ) آنچه تلخ و شورمزه باشد از نبات. خلاف خله و آن بمنزله فواکه است شتران را و خله بجای نان. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). اشنان. حرض. اسم مجموع اشجار و نباتاتی است که ملوحتی داشته باشد و گویند مخصوص به اشنان است. شورگیاه. گیاه شور. ( مهذب الاسماء ). ج، حموض. || ( مص ) شورگیاه خوردن شتران. || ترش مزه گردیدن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). ترش شدن. ( تاج المصادر بیهقی ). || مکروه داشتن چیزی را. || آرزوی چیزی کردن. ( منتهی الارب ).
حمض. [ ح ُ م ُ ] ( ع ص ) ج ِ حمیضة. ( منتهی الارب ). رجوع به حمیضة شود.
فرهنگ فارسی
جمع حمیضه
جمله سازی با حمض
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نبرد حمض (عربی:معرکة حمض) نبردی بین سلطاننشین نجد و شیخنشین کویت بود. در این نبرد ۲۰۰۰ جنگجوی گروه اخوان در برابر ۱۰۰ سواره نظام کویتی که توسط ۲۰۰ پیادهنظام کویتی همراهی میشدند صفآرایی کردند. این نبرد شش روز به طول انجامید و تلفات سنگینی برای هر دو طرف به جا گذاشت.