حسوم
متضادها
ملایم، آرام
لغت نامه دهخدا
حسوم. [ ح ُ ] ( ع اِمص ) ماندگی در کار از کوشش. || ( ص ) بدفال. شوم. نحس. || برنده خیر و نیکویی. || متوالی. پیاپی. پی درپی: سبع لیال و ثمانیة ایّام حسوماً. ( قرآن 7/69 ). || رونده. || ج ِ حَسِم.
حسوم. [ ح ُ ] ( ع مص ) بریدن. ( دهار ). || پی درپی کاری کردن.
فرهنگ فارسی
بریدن پی در پی کاری کردن
جمله سازی با حسوم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در گذشته مرسوم بوده کفگیر فلزی (آهنی) به نام حسوم را در دیگ مسی قرار میدادند و آش یا خورش را با آن بههم میزدند.
💡 در طرف مقابل، بازوم صبح روز ۲۷ ژوئیه در یک پست شبکه اجتماعی سوگند خورد از «دستاوردهای به سختی بهدستآمده دموکراتیک» محافظت کند. حسومی مسودو، وزیرخارجه نیجر نیز از «نیروهای دموکراتیک» خواست در مقابل کودتاچیان مقاومت کنند. او در مصاحبه با فرانس ۲۴ گفت که مسئله هنوز از طریق گفتوگو قابل حل است و این که نمایندگانی از کشور همسایه نیجریه در حال مذاکره با ارتش هستند. بولا تینوبو، رئیسجمهور نیجریه گفت رهبران کشورهای منطقه در برابر عزل رئیسجمهور بازوم مقاومت خواهند کرد.