حجر هندی

لغت نامه دهخدا

حجر هندی. [ ح َ ج َ رِ ه ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) ایراقیطس. سنگی است که از هند خیزد مایل به سیاهی و سرخی و سائیده او مایل بسرخی و زردی و شادانه هندی نامند. ذرور او جهت قطع خون بواسیرو جراحات بی عدیل و آشامیدن یکدانگ و کمتر از آن جهت قطع خون اعضاء باطنی بواسیر و سم عقرب مفید است. ( تحفه حکیم مؤمن ). و صاحب اختیارات گوید: نوعی از شادنج است و در پارسی شادنه هندی گویند خونی که از مقعد آید قطع گرداند و بواسیر را سودمند بود و چون بیآشامند گزیدگی عقرب را نافع بود. و حمداﷲ مستوفی در نزهة القلوب آورده است: سنگی متخلخل سفید است و زرد نیز میباشد چون بر مستسقی نهند از او آب زرد بیرون آید و شفا یابد و ابن البیطار در مفردات گوید: قال جالینوس فی التاسعة هو و الحجر الذی یقال له ایراقیطس یقطعان الدّم الذی یخرج من افواه العروق التی فی المقعد و قد جربناهما. غیره، ایراقیطس هو حجر هندی اذا شرب نفع من لدغ العقارب و ینفع من البواسیر -انتهی.

فرهنگ فارسی

سنگی است که از هند برخیزد و مایل بسیاهی و سرخی و سائیده او مایل بسرخی و زردی و شادانه هندی نیز نامند

جمله سازی با حجر هندی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هماتیت (به انگلیسی: Hematite) که به معنی «خون قرمز» است، در متن‌های کهن فارسی به نام شادنه، شادنج، حجرالدم، حجر هندی، آهن چینی، حجرالطور و شابانگ آمده است، با فرمول شیمیایی (Fe2O3) از مجموعه کانی هاست و محلول در اسید کلریدریک تغلیظ شده - با آب و اسید کلریدریک تمیز می‌شود. و از نظر ترکیب شاملFe:69.94% O:۳۰٫۰۶٪ با انکلوزیون‌های Mn,Al,Ti است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران