حجا

لغت نامه دهخدا

حجا. [ ح َ ] ( ع اِ ) کرانه و سوی چیزی. ج، احجاء. || قبه های آب که از باران پدید آید. کوپله. حباب. نفاخات. ( بحر الجواهر ). سوار آب. || خوانندگی و ترنم که به آهستگی کنند.حجاء. ( منتهی الارب ). زمزمه مجوس. زمزمه گبرکان. تحجی. || ناحیت. ج، احجاء. ( قطر المحیط ).
حجا. [ ح ِ ] ( ع اِ ) عقل. خرد. نهیة. || فطنت. زیرکی. ج، احجاء.
حجا. [ ح َ ] ( ع مص ) شاد شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( از منتهی الارب ).
حجا. [ ح َ ] ( ع ص ) سزاوار. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

سزاوار

جمله سازی با حجا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 1- زدوده شدن ظلمت دل: بر اثر گناه، جان انسان و ظلمتى پيدا مى كند كه حجا بين او وپروردگارش مى شود و بر اثر توبه آن ظلمت برطرف مى شود امام باقر عليه السلاممى فرمايد: ما من عبد الا فى قلبه نكتة بيضاء، فاذا اذنب ذنبا خرج فى النكتةنكتة سوداء، فان تاب ذهب تلك السواد و ان تمادى فى الذنوب زاد ذلك السواد حتىيغطى البياض فاذا غطى البياض لم يرجع صاحبه الى خير ابدا و هوقول الله عز و جل: كلا بل ران على قلوبهم ما كانوا يكسبون (1286)،(هيچ بنده اى نيست مگر اينكه در دلش نقطه سفيدى است پس وقتى گناه كرد نقطه سياهىدر آن نقطه سفيد وارد مى شود و اگر توبه كرد آن نقطه سياه از بين مى رود و اگرفرو رفت در گناهان توبه نكرد - آن سياهى زياد شده تا اينكه سفيدى را مى پوشاند ووقتى سفيدى پوشيده شد صاحبش هيچ گاه به خوبى برنمى گردد و اين سخن خداوندعز و جل است: نه چنين است بلكه آنچه را كه انجام مى دادند بردل ايشان پرده زده است ). تعبيرات اين روايات تعبيرات تمثيلى است و كنايه از نورانيتدل است به واسطه اعمال صالحه كه توبه يكى از آنهاست و به واسطه آن، ارتباطقلبى انسان با حق تعالى و عوالم غيبى برقرار مى شود.

نقض یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
اویس یعنی چه؟
اویس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز