لغت نامه دهخدا
حبس صوت. [ ح َ س ِ ص َ / صُو ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) بند کردن آواز. صندوق یا جعبه حبس صوت. گرامافون. فونوگراف.
حبس صوت. [ ح َ س ِ ص َ / صُو ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) بند کردن آواز. صندوق یا جعبه حبس صوت. گرامافون. فونوگراف.
بند کردن آواز گرامافون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جمالزاده رمان را به جعبهٔ حبس صوت طبقات و دستههای مختلف ملت تشبیه میکند و میگوید انشای قدیمی نمیتواند در این زمینه به کار بیاید.