جری شدن
مترادفها
جاری شدن، روان شدن
لغت نامه دهخدا
جری شدن. [ ج َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) دلیر شدن. جسور شدن. گستاخ گردیدن. رجوع به جری شود.
فرهنگ فارسی
دلیر شدن جسور شدن مشهور گردیدن
جمله سازی با جری شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگرچه احتمال آنکه ناصر خلیفه عباسی به علت دشمنی با خوارزمشاه، مغولان را تشویق به حمله به خوارزمشاهیان کرده باشد، از رسم و آیین سیاست و مملکتداری این خلیفه بعید به نظر نمیرسد اما توجه چنگیز به چنین پیامی در آن ایام بعید مینماید. با این وجود بعضی از مورخان به نقش خلیفه بغداد در حمله مغول به سرزمین خوارزمشاهیان اشاره کرده و آوردهاند که رفتن سفیر از جانب ناصر خلیفه پیش چنگیز خان و علنی شدن دشمنی خلیفهٔ مسلمین با محمد خوارزمشاه و دادن اطلاعات در باب احوال سرزمینهای اسلامی در جری شدن و تمایل چنگیز به جنگ، بیتأثیر نبودهاست. ابن اثیر در ذکر علل حمله تاتار به سرزمینهای اسلامی چنین مینویسد: