جربوع

مترادف‌ها

جربو، موش کویر

لغت نامه دهخدا

جربوع. [ ج َ ] ( ع اِ ) یربوع. ( از دزی ). کلاکموش. ( از منتهی الارب ).

جمله سازی با جربوع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 موش دوپا یا جربوع به انواعی از جوندگان گفته می‌شود که در تیره موش‌های دوپا جای می‌گیرند.

💡 هاله یلدا جربوع (به انگلیسی: Hala Yalda Jarbou) (زاده ۱۹۷۱ در تل کیف عراق) است که در سال ۲۰۲۰ از سوی دونالد ترامپ به عنوان قاضی فدرال ایالت میشیگان معرفی شد و کمیسیون قضایی مجلس سنای ایالات متحده آمریکا با این پیشنهاد موافقت کرد. وی از مسیحیان کلدانی عراق می‌باشد.

💡 جربوع یکی از کوچک‌ترین پستانداران بیابان‌زی است که با توانایی‌های بالای خود در دویدن و پریدن، می‌تواند به راحتی از دست شکارچیان در محیط‌های خشک فرار کند.

💡 زیست‌شناسان در مطالعات اخیر خود دریافتند که تغییرات اقلیمی و خشکسالی‌های مداوم، می‌تواند زیستگاه طبیعی جربوع را به شدت تخریب کرده و جمعیت این گونه را کاهش دهد.

💡 در برخی از مناطق خشک آفریقا، جربوع نقش مهمی در اکوسیستم ایفا می‌کند و به عنوان یکی از منابع غذایی برای حیوانات کوچک‌تر محسوب می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران