لغت نامه دهخدا
جرکلباد. [ ] ( اِخ ) نام یکی از رودخانه هایی که وارد خلیج استرآباد میشود. ( از ترجمه سفرنامه مازندران رابینو ص 97 ).
جرکلباد. [ ] ( اِخ ) نام یکی از رودخانه هایی که وارد خلیج استرآباد میشود. ( از ترجمه سفرنامه مازندران رابینو ص 97 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به گفته میرزا ایراهیم این خندق در زمان شاه عباس صفوی (۹۹۶–۱۰۳۶ق) به قصد ممانعت از ورود از تاخت طوایف ترکان به این منطقه، از حوالی کوه متصل به اشرف البلاد تا ساحل دریای مازندران، به طول چهار فرسنگ حفر کردند تا هیچ سواری قادر به عبور از آن نباشد و از آنجا که این جر (شکاف) در حوالی کلباد واقع شده بود به جر کلباد مشهور شدهاست.
💡 در منابع تاریخی به خندقی غمیق در شرق گلوگاه اشاره شدهاست که از آن به عنوان جر کلباد یاد شدهاست.