کلمهی «جذف» در فارسی معانی متعددی دارد که بسته به زمینه و منابع متفاوت است. یکی از معانی اصلی آن «بریدن» یا «قطع» است و در متون قدیمی برای اشاره به بریدن چیزی بهکار رفته است. علاوه بر این، «جذف» به معنای «تیز پریدن و شتافتن مرغ» نیز آمده است و در برخی منابع به حرکت سریع و چالاک یک پرنده یا گام کوتاه و تیز یک زن اشاره دارد. این واژه در متون کهن به کاربردهای استعاری هم مجهز بوده و میتواند به مفهوم سرعت، شتاب یا حرکتی ناگهانی اشاره کند. همچنین، در اصطلاحات دریایی، «جذف» به معنی راندن کشتی با بیل یا پارو ذکر شده است، که نشاندهنده کاربرد عملی واژه در زمینههای مختلف بوده است. در منابع دیگر، این واژه برای توصیف پدیدههای طبیعی مانند «برف باریدن از آسمان» هم استفاده شده است. «جذف» واژهای است که هم کاربرد وصفی، هم کاربرد استعاری و هم کاربرد عملی داشته و در متون قدیمی فارسی از آن بهره فراوان بردهاند. امروزه این واژه بیشتر در متون ادبی و تاریخی دیده میشود و در زبان روزمره کمتر شنیده میشود.
جذف
لغت نامه دهخدا
جذف. [ ج َ ] ( ع مص ) بریدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). قطع. ( از اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). || تیز پریدن و شتافتن مرغ. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). شتافتن مرغ. ( از قطر المحیط ) ( اقرب الموارد ). گام کوتاه زدن و تیز رفتن زن. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ) ( آنندراج ). || راندن کشتی به بیل. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( آنندراج ): جذف القارب [ کشتی خرد ] بالمجذاف؛ راندن آن را. ( از قطر المحیط ). || برف باریدن آسمان. ( از ذیل اقرب الموارد ). جذفت السماء بالثلج؛ ساحت به لغة فی الدال. ( تاج، از ذیل اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
بریدن یا تیز پریدن و شتافتن مرغ