جامه دادن

لغت نامه دهخدا

جامه دادن. [ م َ / م ِ دَ ] ( مص مرکب ) تشریف پوشاندن. خلعت بخشیدن. پیراهن دادن. لباس بکسی دادن. تشریف:
نیستم کعبه که در سالی دهی یک جامه ام
یا نیم گردون که روزی بس بود یک نان مرا.کاتبی نیشابوری ( از ارمغان آصفی ).

فرهنگ فارسی

تشریف پوشاندن

جمله سازی با جامه دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قنبر مى گويد: آن گاه اميرالمؤ منين عليه السلام به من توجه كردند و فرمودند: اىقنبر، به منزل برو و به بانوى خود زينب دختر فاطمه بنترسول الله بگو: فلان كيسه پول را كه در فلان جامه دادن در فلان جا هست، به توبدهد (و بياور).

تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز