جالیسر

مترادف‌ها

جایگاه، تخت، صندلی

لغت نامه دهخدا

جالیسر. [ س َ ] ( اِخ ) نام قریه ای است در افغانستان. رجوع به تاریخ شاهی ص 62 شود.

جمله سازی با جالیسر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 پادشاه با شکوه و جلال تمام، بر روی جالیسر طلایی خود نشست تا فرمان‌های جدیدش را در میان درباریان اعلام کند.

💡 تزئینات بسیار مجلل و پر زرق و برق جالیسر، نشان‌دهنده قدرت و ثروت بی‌کران سلسله‌ای بود که بر آن سرزمین حکومت می‌کردند.

💡 در مراسم رسمی تاج‌گذاری، تنها افراد بسیار نزدیک و والامقام اجازه داشتند تا به نزدیکی جالیسر و پادشاه حضور یابند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران