تگری
مترادفها
برشته، ترد، سوخته
لغت نامه دهخدا
تگری. [ ت َ گ َ ] ( ص نسبی ) مخفف تگرگی، منسوب به تگرگ، جامه ای با خالهای برجسته. با خالها، به اندازه نخودی و خردتر. ( از یادداشتهای مرحوم دهخدا ).
فرهنگ فارسی
منسوب به تگرک
جمله سازی با تگری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 انتخاب نماهای سنتی در حال حاضر در صنعت عایق بندی خارجی دیوار متداول میباشد. نمای سیمان تگری یک روش سنتی نماسازی است که در آن مصالح دانهای به سمت نمای تر پرتاب میشوند تا سطح نهایی سیمان تگری به دست آید.