💡 و بـايـد دانـسـت كـه گـرچـه در ايـن حـديـث شـريـف و بـعـضـى از احـاديـث ديگر(308)فـطـرت را تـفـسـيـر بـه تـوحـيـد فـرمـودنـد، ولى ايـن ازقـبـيـل بـيـان مـصـداق است، يا تفسير به اشرف اجزاء شى ء است، چنانچه نوعا تفاسيروارده از اهـل عـصـمـت، سـلام الله عـليـهـم، از ايـن قـبيل است، و در هر وقت به مناسبت مقامىمـصـداقـى مـثـلا ذكـر شـده و جـاهـل گـمـان تـعـارض كـنـد. ودليـل بـر آنكه در اين مورد چنين است، آن است كه در آيه شريفه دين را عبارت ازفـطـرت الله دانـسـتـه، و ديـن شـامـل تـوحـيد و ديگر معارف شود. و در صحيحه عـبـدالله بـن سـنـان (309) تفسير به اسلام شده.،و در حسنه زراره(310) تـفـسـيـر بـه مـعـرفـت شـده. و در حـديـث مـعـروفكل مولود يولد على الفطرة. در مقابل تهود و تنصر و تمجس ذكر شده.(311) و نيز حضرت ابى جعفر، عليه السلام، حديث فطرت را در همين حسنه زراره به معرفت تفسير فرموده است. پس، از اين جمله معلوم شدكـه فطرت اختصاص به توحيد ندارد، بلكه جميع معارف حقه از امورى است كهحق، تعالى شاءنه، مفطور فرموده بندگان را بر آن.