تقارن موضعی

مترادف‌ها

تقارن محلی

متضادها

عدم تقارن

فرهنگستان زبان و ادب

{local symmetry} [فیزیک] تقارنی که تبدیل های آن در نقاط مختلف فضا- زمان با هم تفاوت داشته باشد

ویکی واژه

تقارنی که تبدیل‌های آن در نقاط مختلف فضا- زمان با هم تفاوت داشته باشد.

جمله سازی با تقارن موضعی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مدل استاندارد برهمکنشهای قوی، الکترومغناطیسی و ضعیف بنیادی را با به‌کارگیری نظریه میدانهای کوانتومی بیان می‌کند. نظریه پیمانه‌ای آن بر پایهٔ تقارن موضعی گروه هایSU(3)C× SU(2)L ×U(1)Y است. C نشان دهندهٔ رنگ، L کایرالیتی چپگرد و Y فوق بار ضعیف است.

💡 در بررسی‌های دقیق زمین‌شناسی، تقارن موضعی در ساختار کریستال‌ها می‌تواند اطلاعات ارزشمندی درباره شرایط تشکیل آن‌ها در اعماق زمین به دانشمندان ارائه دهد.

💡 مهندسان برای طراحی قطعات بسیار دقیق مکانیکی، باید دقت کنند که تقارن موضعی در اجزای مختلف دستگاه به گونه‌ای باشد که تعادل حفظ شود.

💡 مطالعه تقارن موضعی در ساختارهای بیولوژیکی به محققان کمک می‌کند تا الگوهای رشد و تکامل سلول‌ها را در مراحل مختلف زندگی بررسی نمایند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران