تعفر

لغت نامه دهخدا

تعفر. [ ت َ ع َف ْ ف ُ ] ( ع مص ) خاک آلود گردیدن و در خاک غلطیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). تمرغ در خاک. ( از اقرب الموارد ). || بر زمین زده شدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || فربه گردیدن وحشی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با تعفر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اللهم و قو بذلك محالاهل السلام و حصن به ديارهم، و ثمر به اموالهم، و فرغهم عن محاربتهم لعبادتك و عنمنابذتهم للخلوه بك حتى لا يعبد فى بقاع الارض غيرك و لا تعفر لا حد منهم جبهه دونك.(598)

خلار یعنی چه؟
خلار یعنی چه؟
کیض یعنی چه؟
کیض یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز