لغت نامه دهخدا
تسرق. [ ت َ س َرْ رُ ] ( ع مص ) اندک اندک دزدی کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ) ( از المنجد ). || دزدیده نگریستن و شنیدن. ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ).
تسرق. [ ت َ س َرْ رُ ] ( ع مص ) اندک اندک دزدی کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ) ( از المنجد ). || دزدیده نگریستن و شنیدن. ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و لا تسرق. و لا تشهد شهاده الزور لاحد قريبا اوكان بعيدا. و انتقبل الحق فمن جاء به صغيرا كان او كبيرا. و ان لا تركن الى ظالم و ان كان حميما قريبا.و ان لاتعمل بالهوى.