واژه «تدلّل» در زبان عربی مصدر باب تفعّل است و از ریشه «دَلَل» گرفته شده و معنای اصلی آن نوازشگری، ناز کردن و اظهار نرمی و کرشمه است. این واژه معمولاً در زمینههای عاطفی، رفتاری و توصیفی به کار میرود. در کاربرد لغوی، این واژه بیانگر رفتار همراه با لطافت، ناز، دلربایی و ظرافت است؛ رفتاری که فرد برای جلب توجه یا محبت دیگری انجام میدهد. این نازکردن میتواند محبتآمیز، کودکانه یا عاشقانه باشد. در متون ادبی عربی، «تدلل» غالباً برای توصیف زیبایی رفتار زنان، ناز و عشوهگری یا نرمی و انعطاف در رفتار به کار میرود. این واژه بار معنایی ظرافت، مهربانی و دلبرانه بودن دارد. از نظر معنایی، «تدلل» میتواند نشانه دلربایی، کرشمه، تکبّر ظریف یا ناز آمیخته به غرور باشد؛ یعنی حالتی که فرد با ظرافت خود را عزیز و دوستداشتنی جلوه میدهد. گاهی نیز در کاربرد اخلاقی، «تدلّل» میتواند نشانه بینیازی و دلالت بر قدر و منزلت باشد؛ یعنی کسی با ناز نشان میدهد که محبوب و محترم است. در زبان فارسی نیز این واژه با همین معانی وارد شده و اغلب در شعر و نثر کلاسیک برای بیان ناز و کرشمه محبوب استفاده میشود.
تدلل
لغت نامه دهخدا
تدلل. [ ت َ دَل ْ ل ُ ] ( ع مص ) ناز کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( دهار ) ( آنندراج ). ناز کردن بر کسی و گستاخی نمودن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ):
افاطم مهلاً بعض هذا التدلل.امروءالقیس ( از اقرب الموارد ).
جمله سازی با تدلل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گيرم در اين عالم كه كشف سرايرنمى شود، بتوان به بندگان خدا تدلل و تكبر كرد و با آنها تحقير و توهين رفتاركرد، آيا مى توان در قبر و قيامت هم باز با همين پاى چوبين رفت و از صراط هم مى توانبا اين پاى چوبين (570) گذشت ؟ علم قرآن و حديث، بايد اصلاححال تو را كند و اخلاق دوستان خدا را در تو ايجاد كند، نه پس از پنجاهسال تحصيل علوم دينى، به صفات شيطانى تو را متصف كند(571).