لغت نامه دهخدا
تخم و ترکه. [ ت ُ م ُ ت َ رَ ک َ / ک ِ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) در تداول با تحقیر بمعنی اولاد و احفاد، زاد و رود آرند: از تخم و ترکه فلان؛ از نسل او. از اولاد او.
تخم و ترکه. [ ت ُ م ُ ت َ رَ ک َ / ک ِ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) در تداول با تحقیر بمعنی اولاد و احفاد، زاد و رود آرند: از تخم و ترکه فلان؛ از نسل او. از اولاد او.
از اتباع. در تداول با تحقیر بمعنی اولاد و احفاد زاد و رود آرند: از تخم و ترکه فلان از نسل او از اولاد او.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نبو-شوم-اوکین اول (Nabû-šuma-ukin I) (معنای نامش یعنی: نبو، تخم و ترکه و اعقاب مشروع به وجود آورده است).