تحریف کردن

مترادف‌ها

مخدوش کردن، دگرگون کردن، تغییر دادن

متضادها

تصحیح کردن، راست گفتن

لغت نامه دهخدا

تحریف کردن. [ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تبدیل کردن. بگردانیدن سخن یا چیزی. رجوع به تحریف شود.

فرهنگ فارسی

تبدیل کردن بگردانیدن سخن یا چیزی

جمله سازی با تحریف کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 منکران هولوکاست ترجیح می‌دهند که به کارشان به عنوان تجدید نظر طلبی (یا بازنگری) تاریخی اشاره شود، و به این که به آن‌ها «منکران» گفته شود اعتراض دارند. پروفسور دانشگاه اموری، دبورا لیپستات[پانویس ۳] نوشته‌است که: «انتخاب نام تجدیدنظرطبان از سوی منکران برای توصیف خود نشان‌گر استراتژی بنیادی آنان برای فریب دادن و تحریف کردن و تلاششان برای به تصویر کشیدن خودشان به عنوان تاریخ‌دانان عقلانی که به فعالیت عرفی روشن گری گذشته مشغولند، می‌باشد.» محققان این انتخاب نام را فریب دهنده در نظر می‌گیرند چرا که متدهای انکار هولوکاست با متدهای پذیرفتنی و عقلانی تجدیدنظر تاریخی فرق دارد. تجدید نظر طلبی تاریخی عقلانی در مصوبه‌ای که در ۸ نوامبر ۱۹۹۱ توسط دپارتمان تاریخ دانشگاه دوک تصویب شده‌است، تشریح شده و در ۱۳ نوامبر ۱۹۹۱ از جانب بردلی آر اسمیت (Bradley R Smith) در پاسخ به تبلیغات ایجادشده توسط کمیته مناظره باز دربارهٔ هولوکاست،[پانویس ۴] در گاه‌شمار دوک[پانویس ۵] بازنشر شده‌است:

💡 برخی از سیاستمداران برای رسیدن به قدرت، سعی می‌کنند با تحریف کردن واقعیت‌های تاریخی و تغییر دادن وقایع گذشته، افکار عمومی را به سمت منافع خود هدایت کنند.

💡 اگر دانشمندان در گزارش‌های خود شروع به تحریف کردن نتایج آزمایش‌های علمی کنند، کل پایه و اساس علم و اعتماد جامعه به یافته‌های علمی از بین خواهد رفت.

💡 شما نباید با تحریف کردن گفته‌های من در جلسات مدیریت، سعی در تغییر دادن دیدگاه مدیران ارشد نسبت به عملکرد واقعی تیم و تلاش‌های ما داشته باشید.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران