تجلبب
لغت نامه دهخدا
تجلبب. [ ت َ ج َ ب ُ ] ( ع مص ) جلباب پوشیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ). رجوع به جلباب شود.
جمله سازی با تجلبب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 قال على عليه السلام: (إ ن من أ حب عباد الله إ ليه عبدا أ عانه الله على نفسه فاستشعرالحزن و تجلبب الخوف فزهر مصباح الهدى فى قلبه ).