تابس

لغت نامه دهخدا

تأبس. [ ت َ ءَب ْ ب ُ ] ( ع مص ) تغیر. ( از اقرب الموارد ). دیگرگون شدن. ( منتهی الارب ). بگردیدن. ( تاج المصادر بیهقی ): تأبس تأبساً؛ متغیر گردید. ( ناظم الاطباء ). || نرم شدن. ( از منتهی الارب ). صاحب قاموس گوید: این تصحیف است ( از ابن فارس و جوهری ) و صواب تأیس به یاء تحتانی است. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

تغییر. دیگرگون شدن بگردیدن.

جمله سازی با تابس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نشانهٔ آبادی در تابس دورسالیس (انگلیسی: Abadie's sign of tabes dorsalis) نشانه‌ای بالینی برای تشخیص تابس دورسالیس است. برای انجام آن، باید زردپی آشیل را میان دو انگشت فشرد یا روی آن فشار آورد. انجام چنین کاری در مبتلایان به تابس دورسالیس، هیچگونه دردی ایجاد نمی‌کند؛ چرا که احساس درد عمقی در آنها از بین رفته است.

💡 ((با پيشوايان كفر (و ضلالت ) كارزار كنيد؛ زيرا عهد و پيمان آنان را اعتبارى نيست تابس كنند)).

دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
نجات یعنی چه؟
نجات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز