لغت نامه دهخدا
بیفتک. [ ت ِ ] ( فرانسوی، اِ ) قطعه ای نازک از گوشت راسته گاو که آنرا بروغن برشته کنند. ( از فرهنگ فارسی معین ).
بیفتک. [ ت ِ ] ( فرانسوی، اِ ) قطعه ای نازک از گوشت راسته گاو که آنرا بروغن برشته کنند. ( از فرهنگ فارسی معین ).
(تِ ) [ فر. ] ( اِ. ) قطعه ای نازک از گوشت گاو که آن را سرخ کنند.
نوعی خوراک که در آن تکۀ نازکی از گوشت گاو را سرخ و برشته می کنند.
نوعی خوراک، تکه نازک ازگوشت گاوکه آنرابرشته کند
( اسم ) قطعه ای نازک از گوشت گاو که آنرا برشته کنند.
bistecca
قطعهای نازک از گوشت گاو که آن را سرخ کنند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در معرفینامهای از این کافه که امروزه در کنار در ورودی آن قرار داده شده آمده است که غذاهای فرنگی مانند بیف استروگانف و بیفتک و همچنین کافهگلاسه، شاتو بریان، بستنیهای فرنگی، قهوه ترک و فرانسه برای اولین بار در این کافه به ایرانیان عرضه شد. مادیکیانس، هتلی بنا کرد که امروز، کافه آن، کلیشهایترین نوستالژی پاتوقنشینهای شهر تهران است.
💡 از این آنزیمها در فرایند «نرمکردن گوشت» (برای تهیه بیفتک یا کباب) استفاده میشود.
💡 گارسونهای ارمنی این کافه-رستوران، غذاهایی چون بیفتک و بیف استراگانف و نوشیدنی هابی مانند کافهگلاسه، قهوهٔ ترک و فرانسه را نخستین بار در این رستوران عرضه کردند. شبها هم اغلب، مراسم رقص در حیاط پشتی کافه برپا بود و دود سیگارهای فرنگی فضای آن جا را پر میکرد، حیاطی که حدود سه دهه است در آن بسته شده است.