بی خونی

لغت نامه دهخدا

بی خونی. ( حامص مرکب ) فقد دم. ( یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به خون شود.

فرهنگ فارسی

فقد دم

جمله سازی با بی خونی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همان شب دارن دیگه واقعاً بخاطر بی خونی داشت از پا درمیومد و برای نمایش هم نرفت.

ترکش یعنی چه؟
ترکش یعنی چه؟
نماز یعنی چه؟
نماز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز