بچه مچه

لغت نامه دهخدا

بچه مچه. [ ب َ چ َ / چ ِ / ب َچ ْ چ ِ م َچ ْ چ ِ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) از اتباع است. رجوع به بچه شود.

جمله سازی با بچه مچه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از تکیه کلام‌های او می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: «آخ آخ آخ»، «حساس نشو حساس نشو»، «وات تو دو وات نات تو دو (به انگلیسی: What to do, what not to do)»، «آقا نگو نقی نگو نقی نغو نقی»، «فدای تو بشم من»، و «آی لاو یو داری پسر» و «پیرمرد پرحاشیه (خطاب به پنجعلی)» و «زنم بود پارهٔ تنم بود» و همچنین جمله‌ای نظیر «چرا بچه مچه حرف می‌زنی تو؟» از تیکه کلام‌های ارسطو عامل است. همچنین در فصل ۶ دیگران را با عنوان «گُل» مورد خطاب می‌کرد. از دیگر دیالوگ‌های او که در فصل ۶ به کار رفته: «اسکندر زمانی»، «یه لقمه نون بربری من بخورم یا اکبری»، «گل فرمایش کردی، "لعنت به قفس، لعنت به دیوار»، «من حبس کشیده‌ام» می‌باشد.