بهانه کردن

لغت نامه دهخدا

بهانه کردن. [ ب َ ن َ / ن ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دست آویز کردن. ( فرهنگ فارسی معین ). تعلل. ( دهار ) ( زوزنی ). دست آویز کردن و حیله کردن. ( ناظم الاطباء ). اعذار. ( منتهی الارب ):
زنهار بتوفیق بهانه نکنی زآنک
مغرور نداری بچنین خرد کلان را.ناصرخسرو.من دلش برده بصد ناز و دلال
او بهانه کرده با من از دلال.مولوی.تو بهانه میکنی و ما ز درد
میزنیم از سوز دل دمهای سرد.مولوی.مستی بهانه کردم و بی حد گریستم
تا کس نداندم که گرفتار کیستم.حافظ.گریه را به مستی بهانه کردم
شکوه ها ز جور زمانه کردم.عارف قزوینی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) دست آویز کردن.

جمله سازی با بهانه کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در این حال، فرماندهی گروه ارتش به گودریان اطلاع داد با وجود گزارش اشمونت، هیتلر بر اجرای فرمانش اصرار دارد. هیتلر همان شب ۱۶ دسامبر، در تماس با گودریان، ضمن تأیید دشواری شرایط او و دادن وعده کمک‌رسانی، متذکر شد خط مقدم در هر صورت باید حفظ شود. به نظر می‌رسید فرامین هیتلر بر پایه شرایطی صادر می‌شود که وجود ندارد و عملی شدن آن‌ها در کوتاه‌مدت غیرممکن است. از این رو، گودریان تصور می‌کرد اطلاعات هیتلر از خط مقدم از جمله گزارش‌های فن کلوگه، فرمانده جدید گروه ارتش مرکز دقیق نیست و پیشوا می‌بایست افسران ستاد عملیاتی خود را تغییر دهد. فن کلوگه نیز شکی در لزوم حفظ سفت و سخت خط مقدم به هر قیمت نداشت. خودسری فرا تر از اختیارات گودریان و بهانه کردن مجوز پیشین فن براوخیچ توسط او، موجب ناراحتی فن کلوگه از گودریان که تصور می‌شد تنها به یگان‌های خود فکر می‌کند، شد. قضاوت فن کلوگه در مکالمه با اشمونت، مبنی بر «فرسوده» شدن گودریان و «بدبینی بیش از حد در عمل به فرماندهی» توسط او، نشان‌گر قصد فرمانده گروه ارتش مرکز بر عزل گودریان بود. در طرف مقابل، گودریان، همانند مقابله با فن کلایست در نبرد فرانسه، با تأکید بر این که دخالت در امر فرماندهی او چیزی را درست نخواهد کرد، خود خواهان عزل خود شد. گودریان همچنین افزود هیچ اعتراضی نسبت به دفاع کردن از اقدامات خود در دادگاه نظامی ندارد.

روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز