بند اندازی

لغت نامه دهخدا

بنداندازی. [ ب َ اَ ] ( حامص مرکب ) عمل بندانداز.

فرهنگ فارسی

عمل بند انداز

جمله سازی با بند اندازی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آنگاه پوست عاری از مو و چربی را به روی دمام می‌کشیدند. (برای یک دمام دو پوست برای دو سر آن لازم است). سپس چمبره کوچکتر را روی پوست قرار می‌دهند، اضافات پوست را روی آن برمی‌گردانند، طوری که چمبره دوم روی پوست برگرداننده شده روی چمبره اول قرار گیرد، سپس پوست را دوباره به جهت اول برمی‌گردانند، حال دو چمبره در لابلای پوست‌ها محو شده‌اند. پوست دوم نیز عیناً به همین شکل عمل می‌شود سپس نوبت به قاب‌بندی دمام می‌رسد و آن به آین دلیل است که چمبره‌ها پس از خشک شدن به بالا برنگردند و پوستها شکل خود را از دست ندهند. قاب‌بندی در واقع بستن پوستها به‌طور افقی بر روی چمبره‌ها است. این کار توسط بند نازکی بنام «ستلی» انجام می‌شود. قاب‌بندی عملی موقتی است که پس از خشک شدن پوست‌ها باید بندهای ستلی را از روی پوستها برداشت. بعد از قاب‌بندی دمام نوبت به بند اندازی دمام می‌شود. در این مرحله سوزن بزرگی را که با خود بند دمام را می‌کشد از بین چمبره و دمام عبور می‌دهند برای سهولت کار سمبه را با فشار مابین پیپ و چمبره‌ها قرار می‌دهند تا بند به آسانی عبور کند. روی هر پوست دمام معمولاً هفت یا هشت سوراخ برای گذراندن بند تعبیه می‌شود.

روزنه یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز