لغت نامه دهخدا
بلاشگرد. [ ب َ گ ِ ] ( اِخ ) بلاشجرد. شهری که بلاش بن فیروز آن را بنا کرد. رجوع به بلاشجرد شود.
بلاشگرد. [ ب َ گ ِ ] ( اِخ ) بلاشجرد. شهری که بلاش بن فیروز آن را بنا کرد. رجوع به بلاشجرد شود.
شهری بود نزدیک مرو.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هموست که شهر بلاشگرد را نیز برای رقابت با سلوکیه در جایی مناسب (حوالی حیرة بعدی) بنا کرد (گوتشمید، ص ۱۸۸)؛ و گویا این همان الوَلجه، در سرزمین کَسْکَر یکی از پادگانهای ایران بوده باشد که گویند تازیان در آنجا بر ایرانیان چیره شدند (یاقوت حموی، ج ۴، ص ۹۳۹).