بع بع
لغت نامه دهخدا
بعبع. [ ب َ ب َ ] ( اِ صوت ) بع. در تداول عامه آواز بَرَّه و گوسفند. و بز و بزغاله. رجوع به بع شود.
بعبع. [ ب َ ب َ ] ( ع اِ ) اول جوانی. || آواز ریختن آب از آوند. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء )( آنندراج ). || آوایی شبیه آواز بوقلمون ویا غلغل بطری که شتر از خود برآرد. ( دزی ج 1 ص 98 ).
فرهنگ فارسی
یا بع. در تداول عامه آوازه بره و گوسفند. و بز و بزغاله.
جمله سازی با بع بع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در حالت کلی خرسهای قطبی بیشتر دوست دارند که تنها زندگی کنند اما اغلب دیده شده که با هم ساعتها بازی کنند و حتی در حالتی که یکدیگر را در آغوش گرفتهاند بخوابند. نیکیتا اوفسیانیکف (Nikita Ovsianikov) که یک جانورشناس است گفتهاست که خرسهای قطبی بالغ نر توان دوست یابی بالایی دارند. بچه خرسها هم به شدت بازیگوشاند. خرسهای نر جوان معمولاً با هم کُشتی میگیرند تا خود را برای درگیریهای جدی تر هنگام فصل جفتگیری آماده کنند. خرسهای قطبی معمولاً ساکتند و گهگاه با صداهای خاصی با هم تماس میگیرند. خرسهای ماده با بچههایش به صورت صدای ناله و پوف کردن تماس میگیرد، بچهها (خرسهایی که بالغ نیستند) هم با صدایی شبیه بع بع پریشانی خود را ابراز میکنند. بچه خرسها موقع شیر خوردن ممکن است صدایی مانند زمزمه از خود درآورند. خرسهای قطبی هرگاه نگران شوند صدایی مانند پوف و خرخر درمیآورند، صداهایی مانند غرش و هیس هیس از نشانههای خشم آنها است. به جای گذاشتن آثار شیمیایی هم از دیگر روشهای ارتباطی آنها است. آنها بوی خود را در محلی که بودهاند به یادگار میگذارند تا ردپایشان حفظ شود تا دیگری بتواند در محیط خشن قطب آنها را پیدا کند.