بسطار

مترادف‌ها

زیرانداز، فرش، حصیر

لغت نامه دهخدا

بسطار. [ ب ُ ] ( اِ ) پوتین. پوطین. نیم چکمه روستائیان. ( دزی ج 1 ص 86 ).

جمله سازی با بسطار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 به صورت دقیق تر، بستار تعدی رابطه باینری R در مجموعه X، کوچکترین رابطه متعدی روی مجموعه X است به طوری که R+ شامل R باشد ((Lidl و Pilz 1998، ص. ۳۳۷)). اگر رابطهٔ دودویی به خودی خود متعدی باشد بسطار تعدی آن خود رابطه می‌شود؛ در غیر این صورت بستار تعدی رابطه‌ای دیگر می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران