بجدی
مترادفها
به جدیت، واقعاً، حقیقتاً
متضادها
شوخی، به شوخی
لغت نامه دهخدا
بجدی. [ ب ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان شهاباد بیرجند در 12 هزارگزی شمال بیرجند، سکنه آن 222 تن، آب از قنات. محصول آن غلات. شغل اهالی زراعت و کرباس بافی. به اصطلاح محلی آنجا را کماته بجدی نیز گویند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
جمله سازی با بجدی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کلاته بجدی روستایی است در دهستان القورات از توابع بخش مرکزی شهرستان بیرجند، واقع در استان خراسان جنوبی که بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ جمعیت این روستا ۳۱۶ نفر (در ۸۷ خانوار) بوده است.