لغت نامه دهخدا
باقوس. ( اِخ ) صورتی از کلمه باکوس، رب النوع شراب در میان یونانیان قدیم. و رجوع به باکوس شود.
باقوس. ( اِخ ) صورتی از کلمه باکوس، رب النوع شراب در میان یونانیان قدیم. و رجوع به باکوس شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تفاوت این قلعه نسبت به قلاع مشابه، ورودی باریک آن و تعداد طبقات آن است که دوسه طبقه ساخته شده است. این قلعه دارای پلانی چهار ضلعی است و چهار برج مدور درچهار گوشه آن قرار دارد. برجها دارای دوطبقه و سوراخهایی برای دیده بانی و نگهبانی از قلعه بوده است.کلیه بناها دارای طاقهای ضربی باقوس جناغی است و بر بالای دیوارها نیز سوراخهایی وجود دارد که امکان دارد برای دیدهبانی تعبیه شده باشند.
💡 این روستا دارای مزرعههای زیادی است که هر کدام برای کشت محصولات خاصی بودهاست، مثل دشت کمجان، دشت باقوس، دشت کروند که بزرگترین مزرعه در منطقه میباشد و تحفه نطنز از آنجاست، دشت سینه،دشت سور، دشت در، دشت سردستان، دشت نقله و مراتع زیاد نیز دارد که هرکدام نام خاص خود را دارد.
💡 راهرو قدیمی مسقف به تاق و تویزه، چهار بخش باقوس جناقی و قد پای کوتاه و میان سقف راهرو نورگیر دایرهای شکل نصب شدهاست.
💡 پل بابا محمود دردو کیلومتری جنوب غربی شهر پیر بکران به طول۱۵۰مترعرض۵متروارتفاع۷متردارای ۱۵ دهانه بزرگ وکوچک باقوس جناغی وبیز که در دوره ایلخانی ساخته شد.