باسلیقگی

مترادف‌ها

با سلیقه، با وقار

متضادها

بی‌سلیقگی

لغت نامه دهخدا

باسلیقگی. [ س َ ق َ / ق ِ ] ( حامص مرکب ) سلیقه داشتن. در کاری سلیقه به خرج دادن. پاکیزگی در کار و غیر آن. و رجوع به سلیقه شود.

جمله سازی با باسلیقگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 باسلیقگی آنالیز عمومی وکلی بری باعث شده است که کاربردهای زیادی در ارتباط با موضوعات اتمی، ماده چگال،

💡 او همیشه با باسلیقگی و دقت بسیار زیاد در انتخاب پوشش خود ظاهر می‌شود، به طوری که در هر مهمانی توجه همگان را به خود جلب می‌کند.

💡 چیدمان دکوراسیون داخلی این هتل با باسلیقگی و رعایت اصول هنر معماری انجام شده تا مهمانان در محیطی بسیار زیبا و آرام قرار گیرند.

💡 مادر بزرگ ما با باسلیقگی و ظرافتی بی‌نظیر، میز شام را می‌آراست که باعث می‌شد هر وعده غذا تجربه‌ای متفاوت و لذت‌بخش باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران