بازگردش
مترادفها
بازگشت، برگشت
متضادها
رفتن، خروج
لغت نامه دهخدا
بازگردش. [ گ َ دِ] ( اِمص مرکب ) بازگرداندن. || عکس: فصل فی العکس، پارسی بازگردش بود. ( رادویانی ).
جمله سازی با بازگردش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نقص بیوتینیداز (به انگلیسی: Biotinidase deficiency) نوعی اختلال متابولیک است که طی آن بیوتین نمیتواند از پروتئینهای موجود در رژیم غذایی یا طی بازگردش پروتئینهای بدن آزاد شود.
💡 زمانیکه رطوبت کافی درهوا است ودرجه حرارات فضای خارجی بین ۰ °C و C 5° (۳۲ °F - 41 °F) ممکن است بخش فضای باز در برخی از واحدها امکان دارد ' سرمازده' شوند. این هوای محصورشده در سراسر سیم پیچ فضای بازگردش میکند. این دستگاه یک چرخه یخ زدایی که در آن سیستم بهطور موقت حالت «خنک کننده» را به حرکت گرما از خانه به سیم پیچ فضای بازِمنجر به ذوب شدن یخ عوض میکند، بکار میگیرد.
💡 به دلیل سختیها و پیچیدگیهایی که در نگهداری سیستمهای اسمزمعکوس وجود دارد و همچنین وابستگی زیاد این دستگاهها به شرایط آب ورودی، برای تولید آب تزریقاتی بیشتر از روش تقطیر استفاده میشود. سیستمهای موجود که در دماهای بالا کار میکنند، و در دمای ۸۰ درجه سلسیوس ثابت میمانند اما بهطور مداوم آب را بازگردش نمیکنند اگر روزانه آب تولیدی اضافی خود را دور بریزند، قابل قبول هستند.
💡 سیستم بازگردش مواد پسماند در این شهر صنعتی به گونهای طراحی شده است که بخش بزرگی از پلاستیکها و فلزات دوباره به چرخه تولید بازگردش یابند.
💡 در فرآیند کنترل کیفیت، بازگردش اطلاعات از خط تولید به بخش طراحی بسیار حیاتی است تا مشکلات ساختاری در محصولات جدید به سرعت برطرف گردند.
💡 مدیریت منابع آب از طریق بازگردش فاضلاب تصفیه شده به مزارع کشاورزی میتواند راهکاری بسیار موثر برای مقابله با بحران خشکسالی و کمآبی در مناطق خشک باشد.