لغت نامه دهخدا
رو برگرداندن. [ ب َ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) رو برگردانیدن. رجوع به رو برگردانیدن شود.
رو برگرداندن. [ ب َ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) رو برگردانیدن. رجوع به رو برگردانیدن شود.
رو برگردانیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اتفاقا آن خانه از مرد عابد و زاهدى بود كه شب زنده دارى مى كرد نماز شب مى خواند، دعامى خواند اما در اين لحظه به قرآن خواندن مشغول بود صداى حزين قرآن خواندنش بهگوش مى رسيد، ناگهان اين آيه را تلاوت كرد: الم ياءن للذين آمنوا تَخشعقلوبهم لذكر اللّه آيا وقت آن نرسيده كه مدعيان ايمان قلبشان براى خدا نرم و آرامشود؟ يعنى تا كى قساوت قلب، تا كى تجرى عصيان، تا كى پشت به خدا كردن ؟ آياوقت رو برگرداندن از گناه و رو كردن به سوى خدا نرسيده است.
💡 مساءله 6 - در سعى از صفا به مروه معتبر آنست كه روى او به طرف مروه باشد واز مروه به صفا رويش به طرف صفا باشد، پس اگر اين دو مسافت را عقب عقب و يا بهپهلو طى كند كافى نيست ولى رو برگرداندن به راست و چپ و يا به پشت سرجائزاست همچنانكه جائز است قبل از تمام شدن سعى در بين صفا يا مروه يا در خود آنها بنشيندو يا بخواند هر چند كه عذرى نداشته باشد.