لغت نامه دهخدا
باربزیو. [ ب ِ ی ُ ] ( اِخ ) نام قصبه مرکز قضائی است در ایالت شارانت فرانسه. در 34هزارگزی جنوب غربی شهر آنگولم واقع است و دارای یک حمام معدنی میباشد. ( از قاموس الاعلام ترکی ج 2 ). 4100 تن نفوس دارد.
باربزیو. [ ب ِ ی ُ ] ( اِخ ) نام قصبه مرکز قضائی است در ایالت شارانت فرانسه. در 34هزارگزی جنوب غربی شهر آنگولم واقع است و دارای یک حمام معدنی میباشد. ( از قاموس الاعلام ترکی ج 2 ). 4100 تن نفوس دارد.
💡 فرانسه به بهای از دست دادن افراد و تجهیزات جنگی بیشمار خود توانست در خشکی به پیروزیهایش ادامه دهد. فرانسویان در آوریل ۱۶۹۱ محل سوق الجیشی مونس را محاصره و سپس تسخیر کردند. لوووا در هفتم ژوئیه درگذشت، از لوئی، خود بر آن شد که سیاست نظامی را خود در دست بگیرد. به پیروی از یک رسم کهن فرانسوی، مقام لوووا را به پسرش، مارکی دو باربزیو، سپرد. لوئی شخصاً فرماندهی سپاهیانش را برای تصرف نامور به عهده گرفت؛ آنگاه فرماندهی را به دوک دو لوکزامبورگ سپرد و به ورسای رفت تا پیروزی خود را جشن بگیرد. در ماه ژوئن ویلیام سوم دوک را در ستینکر که غافلگیر کرد؛ فرانسویان، که شکست خورده بودند، به تقویت قوای خود پرداختند و بار دیگر بهسختی به پیروزی رسیدند. در آن نبرد، فیلیپ دوم، دوک اورلئان، نایب السلطنه آینده فرانسه که فقط پانزده سال داشت و در صفوف مقدم سربازان میجنگید، زخمی شد اما دوباره به میدان نبرد برگشت. یک سال بعد، همان ارتش فرانسه، ویلیام را در نیرویندن نزدیک بروکسل شکست داد اما ویلیام، بیتوجه به شکستهای پی در پی، با ارتشی جدید بزودی به صحنه نبرد بازمیگشت.