واژه «باباقوری» در زبان فارسی دارای دو معنای متفاوت است که یکی در حوزه فرهنگ عامه و توصیفهای قدیمی پزشکی و دیگری در حوزه سنگها و جواهرات به کار میرود. در معنای نخست، این واژه در متون کهن و گفتار عامیانه برای توصیف نوعی بیماری یا آسیب چشمی به کار میرفته است که در آن چشم حالت غیرطبیعی پیدا کرده، دچار ورم یا برآمدگی میشده و ظاهر آن به چشم حیوانات مرده یا مبتلا به بیماریهای شدید شباهت داشته است. در همین معنا، گاهی این اصطلاح برای اشاره به افرادی که چنین وضعیت چشمی داشتهاند نیز استفاده میشده و بار توصیفی و عامیانه داشته است. همچنین در فرهنگ سنتی، به برخی مهرهها و سنگهای گرد و نقشدار که برای دفع چشمزخم به کودکان آویزان میکردند، «مهره باباقوری» گفته میشد که اعتقاد داشتند دارای خاصیت محافظتی است. در معنای دوم، «باباقوری» به نوعی سنگ قیمتی از خانواده عقیق و کوارتز اطلاق میشود که به دلیل داشتن رگهها و دایرههای طبیعی در ساختار خود، ظاهری شبیه به چشم دارد. این نقشهای دایرهای یا بیضیشکل در سنگ باعث شده است که نام باباقوری برای آن انتخاب شود، زیرا شبیه مردمک و سفیدی چشم به نظر میرسد. این نوع سنگها در جواهرسازی و ساخت زیورآلات سنتی کاربرد داشته و به دلیل زیبایی طبیعی و باورهای فرهنگی، ارزش نمادین نیز پیدا کردهاند. بنابراین، «بابا قوری» هم به یک اصطلاح عامیانه مربوط به بیماری یا حالت غیرعادی چشم گفته میشود و هم نام نوعی سنگ زینتی با نقشهای شبیه چشم است که در فرهنگ سنتی و جواهرات کاربرد دارد.
بابا قوری
لغت نامه دهخدا
باباقوری. ( ص مرکب ) رجوع به باباقری و باباغری و باباغوری شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - قسمی کوری که چشم گوسفند مرده شود یعنی بزرگتراز حد عادی گردد. ۲ - کسی که تخم چشم او بر آمده و نفرت انگیز بود و او را شوم دانند. ۳ - کور نابینا. ۴ - قسمی مهر. مدور سیاه و سفید که برای دفع چشم زخم بر کودکان آویزند.
جمله سازی با بابا قوری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به عنوان مثال، یاقوت سرخ، یاقوت کبود، عقیق شجر، عقیق سلیمانی، عقیق بابا قوری و … در این دسته نامگذاریها قرار میگیرند. کتاب «تنسوخ نامه ایلخانی» نوشتهٔ خواجه نصیرالدین طوسی در قرن هفتم هجری از اولین کتابهای گوهرشناسی دنیا نیز میباشد.