لغت نامه دهخدا
ایمن ا. [ اَ م ُ نَل ْ / م ُ نَل ْ لاه ] ( ع سوگند ) قسم بخدا. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به ایم اﷲ و ایمن شود.
ایمن ا. [ اَ م ُ نَل ْ / م ُ نَل ْ لاه ] ( ع سوگند ) قسم بخدا. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به ایم اﷲ و ایمن شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به طیهور نامه فرستاد شاه که بگذاشتیم ایمن این ژرف راه
💡 تا نگردی از خود ایمن ای عمو خوبی خود زشتی کس را مگو
💡 ای واله ایمن این سفر دور کشید باز آ که شدند قوم گوسالهپرست
💡 ای جاذبه ایمن ای جذبه جان من این خواهش اهریمن کو آتش یزدانی
💡 گفت یحیی که تو قهرش را نگر چند باشی ایمن ای صاحب نظر