اوطار
لغت نامه دهخدا
اوطار. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ وَطَر. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( برهان ). حاجات. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ). رجوع به وطر شود.
فرهنگ عمید
= وطر
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع وطر نیازمندیها کامها حاجات.
جمله سازی با اوطار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به رهبری خرد در مسالک شبهات به پیروی طمع در مناحج اوطار