لغت نامه دهخدا
اهتمام نمودن. [ اِ ت ِ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) اهتمام کردن. سعی کردن. کوشش بکار بردن:
بکوی عشق منه بی دلیل راه قدم
که من بخویش نمودم صد اهتمام و نشد.حافظ.
اهتمام نمودن. [ اِ ت ِ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) اهتمام کردن. سعی کردن. کوشش بکار بردن:
بکوی عشق منه بی دلیل راه قدم
که من بخویش نمودم صد اهتمام و نشد.حافظ.
اهتمام کردن. سعی کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و روايت شده كه عمروبن سعيد ثقفى خدمت حضرت صادق عليه السلام عرض كرد كه منهميشه شما را ملاقات نمى كنم، پس چيزى به من بفرمائيد كه با آن رفتار كنم. حضرتفرمود ترا وصيت مى كنم به تقوى الله و پرهيزكارى و ورع و اجتهاد (يعنى سعى وكوشش و اهتمام نمودن در عبادت و بدانكه نفع نمى كند اجتهادى كه ورع با آن نباشد).(28)
💡 روايت شده كه عمرو بن سعيد ثقفى خدمت آن حضرت عرض كرد كه من هميشه شما را ملاقاتنـمـى كنم پس چيزى به من بفرماييد كه به آن رفتار كنم. حضرت فرمود: تو را وصيتمـى كـنـم بـه تـقـوى اللّه و ورع و اجتهاد، يعنى سعى و كوشش و اهتمام نمودن در عبادت وبدان كه نفع نمى كند اجتهادى كه ورع با آن نباشد.(57) و روايت شده كه بهابوالصّباح فرمود كه چه بسيار كم است در ميان شما كسى كه متابعت جعفر نمايد. همانااز اصـحـاب مـن نـيـسـت مـگـر كـسـى كـه ورعـش شـديـد و عـظـيـم بـاشـد و از براى خالق وآفـريـدگـارش عـبـادت كـنـد و امـيـد ثـواب از او داشـتـه بـاشـد ايـن جـمـاعـت اصـحـاب مـناند.(58) و در روايتى است كه از آن حضرت پرسيدند كه صاحب ورع از مردمانكيست ؟ فرمود: كسى كه بپرهيزد از چيزهايى كه خدا حرام كرده است.(59)