لغت نامه دهخدا
انوپا. [ اَ ] ( اِ ) گاوزبان تلخ. ( ناظم الاطباء ) ( هفت قلزم ) ( برهان ). و آن گیاهی است که در داروها بکار برند. ( برهان ). || کاسنی. ( ناظم الاطباء ) ( هفت قلزم ). انکوپا. ( انجمن آرای ناصری ).
انوپا. [ اَ ] ( اِ ) گاوزبان تلخ. ( ناظم الاطباء ) ( هفت قلزم ) ( برهان ). و آن گیاهی است که در داروها بکار برند. ( برهان ). || کاسنی. ( ناظم الاطباء ) ( هفت قلزم ). انکوپا. ( انجمن آرای ناصری ).
= کاسنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 "رودردامن (...) فرمانروای تمام آکاروانتی شرقی و غربی (آکارا: ملوا شرقی و آوانتی: ملوا غربی)، سرزمین انوپا، آنارتا، سوراشترا، سوابهرا (گجرات شمالی)، مارو (ماروار)، کاچها (کاچ)، سند (رود)-سائوویرا (مناطق سند و ملتان)، کوکورا (راجپوتانای شرقی)، آپارانته ("سرحد غربی" - کونکان شمالی)، نیشادا (یک قبیله بومی، ملوا و مناطقی از هند مرکزی) و دیگر قلمروها که با شجاعت خود به دست آوردهاست، قلمروهایی که شهرهایش توسط دزدان، مارها، حیوانات وحشی، بیماریها و مواردی مشابه دچار مشکل نمیشوند و تمامی رعایا به او وفادارند، (و) جایی که از طریق قدرت او به اهداف [دین]، ثروت و لذت به درستی دست مییابند." Geographical interpretations in parentheses from Rapson.}}