انتقاع
اصلیترین و رایجترین معنی این واژه، به معنای برگشتن گونهٔ کسی یا تغییر یافتن رنگ چهره است که اغلب در اثر ترس، اندوه یا خجالت رخ میدهد. این معنا در لغتنامههایی چون منتهیالارب، ناظمالاطباء و اقربالموارد ذکر شده و به عنوان مترادف امتقاع نیز به کار رفته است. این حالت، بیانگر تحول فیزیکی و آشکار در ظاهر فرد بر اثر یک وضعیت روحی قوی است.
علاوه بر معنای مرتبط با حالات انسانی، انتقاع معانی عملی و آیینی نیز داشته است که بیشتر به سنتهای عربی بازمیگردد. یکی از این معانی، «کشتن شتر برای پذیرایی از مهمانی که از سفر بازمیگردد» است. همچنین، این واژه به معنای نَحر کردن یا ذبح کردن حیواناتی است که به عنوان غنیمت جنگی به دست آمدهاند، اما هنوز میان رزمندگان تقسیم نشدهاند.
آخرین معنای ذکر شده برای انتقاع در منابع لغت، حالت فیزیکی سیراب گردیدن است، یعنی پر شدن از آب یا رفع تشنگی. با توجه به معانی دیگر که جنبههای عملی و عاطفی دارند، این معنی نیز بُعدی از رفع نیاز اساسی را پوشش میدهد که در مجموع، گستره واژگانی این مصدر عربی را در متون فارسی نشان میدهد.
لغت نامه دهخدا
انتقاع. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) برگردیدن گونه ٔکسی: اُنتقع لونه ( مجهولاً ). ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). تغییر یافتن رنگ چهره از ترس یا از اندوه، لغتی است در امتقاع. ( از اقرب الموارد ). برگردیدن گونه. ( آنندراج ). و رجوع به امتقاع شود. || شتر کشتن بمهمانی از سفر آینده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). شتر کشتن در مهمانی از سفر آینده. ( ناظم الاطباء ). نحر کردن نقیعه ( ستور که در مهمانی کشند ). ( ازاقرب الموارد ). || کشتن شتر و گوسپند غنیمت پیش از قسمت. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ). کشتن حیوانی که بغنیمت گرفته باشند پیش از قسمت کردن. ( از اقرب الموارد ). || سیراب گردیدن. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
برگردیدن گونه کسی تغییر یافتن رنگ چهره از ترس و یا از اندوه لغتی است در امتقاع. یا سیراب گردیدن.
جمله سازی با انتقاع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 - بخشودگی قسمتی از هزینههای انتقاع از تأسیسات برای واحدهایی که زودتر از زمان پرداخت اقساط خود به بهرهبرداری میرسند.