لغت نامه دهخدا
امقرار. [ اِ ق ِ ] ( ع مص ) بلند برآمدن رگ. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). باد کردن و بلند شدن رگ و آن بیشتر در موقع خشمناکی است. ( از اقرب الموارد ).
امقرار. [ اِ ق ِ ] ( ع مص ) بلند برآمدن رگ. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). باد کردن و بلند شدن رگ و آن بیشتر در موقع خشمناکی است. ( از اقرب الموارد ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 على عليه السلام: اين كه مرا مورد محبت خود قرار داد، هنگامى كه مرا آفريد و زنده امقرار داد نه مرده.