لغت نامه دهخدا
( اقروة ) اقروة. [ اَق ْ رُ وَ ] ( ع اِ ) ج ِ قَرو، بمعنی کاسه چوبین و کاسه برای ولوغ سگ. ( از اقرب الموارد ). رجوع به قرو شود.
( اقروة ) اقروة. [ اَق ْ رُ وَ ] ( ع اِ ) ج ِ قَرو، بمعنی کاسه چوبین و کاسه برای ولوغ سگ. ( از اقرب الموارد ). رجوع به قرو شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 7 فان رسول الله (ص ) قرب اليه طعام حارفقال: اقروه حتى يبرد و يمكن اكله، ما كان اللهعزوجل ليطعمنا النار، و البركه فى البارد.(134)